الملا فتح الله الكاشاني

249

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ابو دردا نيز از آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه هيچ مسلمانى نباشد كه بر او جنايتى كنند و او جانى خود را عفو كند مگر كه حق تعالى درجه او را رفيع گرداند و گناهانش را بيامرزد جابر از آن حضرت روايت كرده كه هر مؤمنى كه سه كار كند بخداى كه در بهشت رود بهر درى كه خواهد و حور عين را جفت او گرداند يكى آنكه دينى كه بر ذمه كسى داشته باشد بوى بخشد دويم آنكه قاتل خود را عفو كند سيم آنكه از پس هر فريضه ده بار قل هو اللَّه احد را بخواند يكى گفت يا رسول اللَّه اگر كسى يكى از اين سه چيز را بجاى آورد به اين سعادت مستسعد شود فرمود نعم وى نيز به اين سعادت فايز گردد و در روايت ديگر از ابن عباس آمده كه ضمير راجع بمتصدق عليه است يعنى عفو كفاره متصدق عليه است به جهت آنكه قايم مقام اخذ حق است از او و سعيد بن جبير و مجاهد و زيد بن اسلم و ابراهيم نيز بر اينند و بنا بر اين مجنى عليه كه جانى را عفو كند عفو او كفارهء جانى خواهد بود و در آخرت به آن مؤاخذه نخواهد شد و قول اول اظهر است و اصح و بعد از ذكر احوال يهود بيان حال نصارى مىكند بقوله * ( وَقَفَّيْنا ) * و در قفا در آورديم * ( عَلى آثارِهِمْ ) * بر اثرهاى پيغمبران * ( بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ) * بعيسى كه پسر مريم است اين مفعول ثانى است و بيان فعل تعديه به آن شده و مفعول اول محذوفست اى ( و اتبعناهم على آثارهم ) و حذف آن به جهت دلالت جار و مجرور است بر آن يعنى عقب پيغمبران درآورديم عيسى را به اين معنى كه بعد از ايشان او را مبعوث كرديم * ( مُصَدِّقاً ) * در حالتى كه تصديق كننده بود * ( لِما بَيْنَ يَدَيْه ) * مر آن چيزى را كه پيش از او فرستاده بوديم * ( مِنَ التَّوْراةِ ) * از كتاب تورية * ( وَآتَيْناه الإِنْجِيلَ ) * و داديم او را انجيل * ( فِيه هُدىً ) * و در حالتى كه او را هدايتى بود و راهنمونى بتوحيد و ساير امور حقه * ( وَنُورٌ ) * و روشنى بطريق حق * ( وَمُصَدِّقاً ) * و در حالتى كه انجيل تصديق كننده بود يعنى موافق بود در اصول دين * ( لِما بَيْنَ يَدَيْه مِنَ التَّوْراةِ ) * مر آن چيزى را كه پيش از او بود از تورية * ( وَهُدىً ) * و در حالتى كه دلالتى و ارشادى است به حق * ( وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ ) * و پندى مر پرهيزكاران را تخصيص اهل تقوى بهدايت بعد از بيان هدايت مطلقا به جهت اشعار است به آنكه ايشانند كه منتفع ميشوند به آن نه غير ايشان و اگر چه آن هادى جميع خلقان است و بدانكه ميتواند بود كه نصب هدى و موعظة بر علية باشد و معطوف آن محذوف و قوله * ( وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنْجِيلِ ) * معطوف بر آن تقدير آنكه ( و للهدى و الموعظة اتيناه الانجيل و للحكم ) يعنى به جهت هدايت و موعظة انجيل را بعيسى داديم و به جهت